عاشقی را تنها شرط ناله و فرياد نيست

« گفته بودی
یك روز سردِ دی‌ماه
می‌آیی
زير درخت چنار، كنار تير برق، پشت اتوبوس.
 
هزار بار تیرهای چراغ برق اين شهر را شمرده‌ام
هزار چنار با من قد كشيده‌اند
هزار اتوبوس
از خاطرات من عبور كرده‌اند و تو
نیامده‌ای
 
ای شعرِ بلندِ ماه گرفته!
 
حالا هم
هر دی‌ماه
با عجله به دنيا می‌آیم
تنها برای اين كه دير به قرار نرسم
ـ زير درخت چنار، پشت ايستگاه اتوبوس، كنار تير برق ـ »
 
 
 
 
 

 

 

عاشقي را شرط تنها ناله و فرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
تا نشد رسواي عالم کس نشد استاد عشق نيم رسوا عاشق اندر فن خود استاد نيست...

 

 

  
نویسنده : kemya love ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳۸٤