نه پای رفتنم اکنون نه بال پروازاست

مهرباني ممنوع !
دست سوزنده مشتاقت را
در نهانخانه جيبت بگذار
تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي
خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست,با سرانگشتانت مي جنگند
دوستي مسخره است
مهرباني ممنوع !
و تو اي دوست ترين
در نهانخانه جيبت بگذار, دست سوزنده مشتاقت را
من و تو
بايد از سلسله بايدها, دستهامان را زنجير كنيم
با زبان دگران لحظه هامان را تفسير كنيم
و نگوئيم كه بازيگر يك قصه معتبريم
كاش ميدانستي
كه نبايد حس كرد,كه نبايد دل بست
در فضايي كه پر از همهمه آدمهاست
من گرفتارترين تنهايم, تو گرفتارترين
دل ما بسته وابستگي است
قصه ماندن ما, طرح يك خستگي است؟!...
candy_hearts_t.jpgcandy_hearts_t.jpgcandy_hearts_t.jpgcandy_hearts_t.jpgcandy_hearts_t.jpg

دوستت دارم

heart_lock_t.jpgheart_lock_t.jpgheart_lock_t.jpgheart_lock_t.jpgheart_lock_t.jpg

پرواز

love

بی تو هرگز نمی خواهم به آرزوهام برسم

با تو عمری می تونم به هر چی می خواهم برسم

با تو جون می گيرم ، رويه چشمام جاته

همه عشق من ، اون دو تا چشماته

راضی بشو به بودنم ، بدون كه عاشقت منم ، بی تو ميميرم

نمی دونی چی ميكشم از دست تو تويه همه دقايقم

ببين هنوز به عشقتو ،عاشقمو همون آدم سابقم

بی تو من می ميرم ، دلم ميگيره

بی تو هر جا باشم ، همه جا دلگيره

بی تو بودن سخت برام ، عاشقمو تو را می خواهم

بی تو ميميرم

 

 

 

Scenic love Heart

  
نویسنده : kemya love ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٤