گفتم نرو گفتی نمی شه

ساده نبود گذشتن از تو برام

ساده نبود کوچ تو از لحظه هام

ساده نبود قصه بی تو بودن

ساده نبود هق هق شب گريه هام

چه ساده دل بريدی اشک منو نديدی

خطی رو خاطرات قشنگمون کشيدی

اما به انتظار برگشتنت ميمونم

شب تا سحر به يادت غزل غزل ميخونم

چه عاشقونه خوندم چه بی بهونه رفتی

ناباورونه موندم که بی نشونه رفتی

من بی تو وتو تنها از تو چی مونده برجا

جز مشتی خاطرات همرنگ خواب و رويا

اما به انتظار برگشتنت ميمونم

شب تا سحر به يادت غزل غزل ميخونم

  
نویسنده : kemya love ; ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٤